تو این پست میخوام دو تا مطلب را در این رابطه عنوان کنم :
۱ـبنده وار بودن در دعا
حقیقت بندگی در دعا افتاده آن عجز حقیقی که در سراسر وجودمون نهفته ونیاز واقعی که در هر جنبه
از جهات هستی مون افتاده ,به زبون میاریم وبا خدای خودمون به راز ونیاز میپردازیم.
زهی شرف که نام خدا بر زبان ما ویاد خدامون بر دلمون جاری بشه وحال ملکوتی مناجات با حق در ما
ایجاد بشه ,این است که راستی دعا از ابواب لطف وفضل خداست که پیغمبران وپیروان اونها را شامل
میگردد.
2ـاخلاص دردعا ,شرط اساسی
اونچه که در اینجا مهم هست واساس دعا بر این پایه استواره اخلاص در دعا است. در قران مجید میفرماید:
"هوالحی لا اله الا هو فادعوه مخلصین له الدین"
"او خداوند زنده است خدایی جز او نیست پس او را بخوانید در حالیکه دین را برای او خالص گردانیده اید."
(سوره غافر ایه ی 65)
بنده تا وقتی اسباب را موثر میدونه وهزاران سبب میبینه حال دعا نداره وقتی از اسباب منقطع میشه
وباورش میشه که در هر حال ,چه اسباب باشه وچه نباشه مسبب الاسباب وکار کن خداست "لا حول
ولا قوه الا بالله" اونوقت تنها اورا میخواند.
کاش روزی برسه که ماها باب اخر را خدا ندونیم واز همون اول به در اون رو بیاریم .


:: نوع مطلب : مناجات شبانه
:: نوشته شده توسط سکوت در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386